چـرڪــ نـویسـ هـآے בפֿـتــر بـاروטּ

HomeMeBaxBackDesign
اشعار دوران سربازی..

هر روز تنگ غروب تو سربازی

 صفا داره لب مرز تیر اندازی

 تا چهل چراغ پادگان روشن میشه

سر دیگ عدسی غوغا میشه

توی دیگ عدس ، افتاده یک مگس

بخورم ، نخورم گرسنه می مونم

 قدر آش ننم رو حالا می دونم


*  * *  خنده دار سربازی  * * *  

سربازی راهیست برای آدم کردن پسرها …

 اما هیچ راهی برای آدم کردن دخترها وجود نداره !

      *  * *  خنده دار سربازی  * * * 

سر پستم رسیدم خوابم آمد

محبت های مادر یادم آمد

 نوشتم نامه ای با برگ چایی

کلاغ پر میروم مادر کجایی

 نوشتم نامه ای با برگ انگور

 جدا گشتم دو سال از خانه ام دور


قالب وبلاگ
گالری عکس
چت روم
دریافت همین آهنگ